![]() |
![]() |
|
| می نویسم از دل خویش... |
|
توی نگاهت عشقو ديدم ، تپش قلبو شنيدم نمی دونم ديگه چه جوری بگم که خيلی بهت احتياج دارم ... ...از روزی که تو رفتی پريده رنگ شادی اما خورشيد می تابه مثل يه روز آبی چطور هنوز پرنده داره هوای پرواز چطور هنوز قناری سر ميده بانگ آواز مگه خبر ندارن تو نيستی در کنارم چرا بهت نگفتن بی تو چه حالی دارم لعنت به اين تنهايی دلم برات تنگ شده |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 14:51 توسط مریم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست!!!!
|