تبليغاتX
بهترين گروپ براي نسل جوان حتما عضو شويد
دلشکستگان
می نویسم از دل خویش...

صدای باد را بشنو که آواز کهنۀ غمگینی می خواند . می داند که امروز تو را ترک می گویم . برایم گریه مکن . . . زیرا قلبم در راهی که می رود خواهد شکست . خداحافظ عشق من  . . . خداحافظ . . . خداحافظ ای تنها محبوبم . . . تا زمانی که مرا به یاد آوری هرگز چندان دور نخواهم بود . خداحافظ عشق من . . . من همیشه به تو وفادار می مانم . پس مرا در رؤیایت جای ده تا زمانی که پیش تو باز گردم . ستارگان را در آسمان ببین . و آنها به هر کجا که بروند با درخشش خود با من خواهند بود . و من آرزو می کنم که هر چه زوردتر مرا به خانه راهنمایی کند . خداحافظ عشق من . . .خداحافظ  

عشق من . . . خداحافظ . . . تا زمانی که مرا بیاد آوری هرگز دور نخواهم بود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 15:30  توسط مریم | 
Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 10:7  توسط مریم | 
از خدا ستاره خواستم ... خدا چشماتو به من داد 
 
بوی یاس و پونه خواستم ... عطر موهاتو به من داد  
 
از جدایی گله کردم ... دستاتو گذاشت تو دستام  
 
یار عاشقونه خواستم ... تو رو داد برای فردام  
 
طلب بهشت رو کردم ... هر جا رفتم اونجا بودی  
 
هوس بارونو داشتم ... تو چشمات گریه نشوندی  
 
تو خزون بهار و خواستم ... روی گونه هایت گل افتاد
  
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 7:42  توسط مریم | 
img227/4346/929cbt9.jpg
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 7:29  توسط مریم |